آوای نوحهی
شیطان چوندر مغارههای عمق زمین پیچید دانستم كه وقت
آمدن توست. پیشبازت تاكوهپایه آمدیم تا وادی وقوف تا آنجا كه
موسی اهلش را با خود برده بود تا میقات درنگ: انی آنست
نارا.(١) آیا ما را نمی
رسید كه از اینبیش گامی بر نهیم؟ اینجا كه تا
جانب وادی الایمن منزلی دیگر
باقی است اینجا كه آتش
درخت اناالحق كورسویی بیش ندارد.
٭٭٭٭٭
آن كوكب تو
بود كه تولد یافت ناگاه در انفطار فلق بر افق غرب و شب شكسته شد.
٭٭٭٭٭
اذن اذان با تو بود اذن ادبارشب و تنفس صبح خروس های سفید
كوهپایه خواندند: سبوح
قدوس، رب الملائكوالروح و تو آمدی.
٭٭٭٭٭
وقتی كه آمدی درخت در سجده
بود و خاك در قنوت وقتی كه آمدی پایت برهنه
بود و برق آتش درخت انا الحق را هنوز درچشم داشتی. پای برهنه می
آید آن كس كه چون
تو از وادی مقدس
خلع نعلین باز می گردد. حیران و مدهوش
می آید آن كس كه چون
تو خطاب «انی اناالله»بشنود.
٭٭٭٭٭
برق آن آتش، هنوز هم درچشمان تو باقی بود وقتی كه می
رفتی. ای وای! آن سان كه تو
آمدی، هیچ كسنیامد و نیز هیچ كس نرفت آن سان كه تورفتی
پینوشتها:
1.
هنگامی كه موسی (ع ) در سفر
از مدین به مصر به طور سینا رسید، به همراهانش گفت: «من از دور آتشی ميبینم،
اندكی درنگ كنید تا از آن شعله ای برگیرم یا در روشنایی آن راهی بیابم.»
این معنی در آیات ٢٩ سورهی قصص، ٧ سورهی نمل و ١٠ سورهی طه آمده است. ـو